روند تغییر! چگونه به اهداف خود برسید

توسط سمیه شهرآبادی
آخرین بروز رسانی ۲۴ فروردین ۱۳۹۹
زمان مطالعه 8 دقیقه

روند تغییر! چگونه ذهن خود را برنامه‌ریزی کنید؟! گفته‌ای هست که می‌گوید: “اگر تغییر آسان بود، همه عالی بودیم. ” همیشه بین آنچه انسانها می‌خواهند باشند و آنچه توانسته‌اند تبدیل شوند فاصله وجود دارد. بسیاری از بزرگترین محصولات فرهنگی- علم ، فلسفه ، دین ، هنر و … – نشان دهنده تلاش برای تبدیل شدن به چیزی بهتر از وضع موجود است.
روند تغییر و ایجاد تغییرات مورد نظر شامل سه مرحله اساسی است: مشخص کردن نتایج مورد نظر خود، مشخص کردن موانع، مشخص کردن راه حلها

خوشبختانه اکنون مردم مدت زیادی است که تلاش می‌کنند خود را تغییر دهند. اطلاعات علمی، تاریخی و علمی زیادی هست که در این زمینه به ما کمک می‌کند. هر تغییری فقط یک بار اراده قوی می‌طلبد – و مرحله اول به چیزی جز تأمل در خود نیاز ندارد.

مراحل روند تغییر و رسیدن به اهداف

مراحل روند تغییر و رسیدن به اهداف
روند تغییر و رسیدن به اهداف چگونه است

مرحله ۱. نتایج مورد نظر خود را در روند تغییر مشخص کنید

“تغییر خوب است” و “تغییر بد است” هر دو اشتباه هستند. تغییر هیچ ارزش ذاتی در خود ندارد. تغییر یک وسیله است، نه یک هدف. هیچ دلیلی برای اعمال هر گونه استراتژی برای تغییر وجود ندارد مگر اینکه به شما در رسیدن به یک هدف کمک کند. همچنین بدون داشتن هدف مشخص در ذهن سخت‌تر خواهد بود. ما وقتی چیزی را جدی می‌گیریم که ذهن ما پاداش نهایی را درک می‌کند. که این پاداش می‌تواند به شکلهای مختلفی درآید؛ سود طبیعی یا فیزیکی ساده‌ترین معیار است. این پاداشها و معیارها می‌توانند قطعی باشند (“من واقعاً آن رولکس را می‌خواهم”) یا انتزاعی‌تر (“من یک ارتقا می‌خواهم”).

ما زمانی را صرف دنبال کردن خواسته‌های مادی به روشهای گوناگون می‌کنیم. درآمد ما یک مثال بارز است، اهداف دیگر زندگی مانند داشتن خانه (به جای اجاره آپارتمان) نیز در همان طبقه قرار می‌گیرند.
اگر به دنبال ارتقا، شغل بهتر ، دسترسی به پیشنهادهای ویژه هستید یا اگر تمرکز خود را بر هر مورد دیگری که قابل لمس و درک است، خرج کنید و معیار قرار دهید، به خود انگیزه “پاداش مادی” داده‌اید.

نتایج وضعیت

چیزی که فرصتها یا موقعیت اجتماعی شما را بهبود می‌بخشد، ارائه نتایج و پاداش وضعیت است. این نتایج می‌توانند با جوایز خاصتری مرتبط باشند. به عنوان مثال، ما تمایل به مشاغل با وضعیت بالاتر داریم.
همیشه پیشرفت آشکار و قابل تشخیصی در ارتباط با این نوع انگیزه‌ها وجود ندارد. ارتقاءهای خاص مانند “من می‌خواهم به جایگاه مدیریت ارتقاء یابم” مطمئناً جوایز وضعیتی است، اما پیشرفتهای نامحسوس‌تر مانند “من می‌خواهم قضات و هیئت منصفه‌ها مرا جدی‌تر بگیرند” یا حتی چیزی به سادگی “می‌خواهم پخته‌تر و باتجربه‌تر به نظر بیایم”.
همه این مثالها همان هدف اصلی را دنبال می‌کنند؛ یک جایگاه بالاتر در نگاه مردم انگیزه‌هایی که در مورد تغییر وضعیت احساسی درونی شماست. گاهی این خواسته‌ها لزوماً هیچ پاداش خارجی ندارند (گرچه می‌توانند به یكدیگر گره خورده باشند). “من می‌خواهم احساس بهتری نسبت به خودم داشته باشم” رایجترین نمونه است. اگرچه استفاده کمی از آن وجود دارد – بهتر است بدانید چه چیزی باعث می‌شود احساس بهتری نسبت به خود داشته باشید و سپس آن را دنبال کنید. “من می خواهم با اعتماد به نفس در موقعیتهای اجتماعی صحبت کنم” مثال خوبی است.

بین انواع مختلف انگیزه‌ها می‌تواند کمی تفاوت وجود داشته باشد، و هیچ اشکالی در داشتن چندین هدف مختلف وجود ندارد – بسیاری از افراد یک تغییر را دنبال می‌کنند که به چندین انگیزه خدمت می‌کند.
به عنوان مثال، هدف بسیار معمول از دست دادن وزن می‌تواند با هر سه نوع انگیزه گره خورده باشد:
“من می‌خواهم احساس اطمینان و جذابیت بیشتری داشته باشم” (احساسی)
“من احترام بیشتری را از همكاران خود می‌خواهم” (وضعیت)
“من می‌خواهم هزینه کمتری برای غذا صرف کنم” (منبع و مادی)
همه افراد لزوماً این انگیزه‌های خاص را برای تمایل به کاهش وزن ندارند. افراد و خواسته‌هایشان متفاوت است. اما مهم نیست که چه تغییری را در زندگی خود ایجاد می‌کنید، نکته مهم این است که از قبل بدانید چه اهدافی و انگیزه‌هایی را دنبال می‌کنید که این تغییر به شما کمک می‌کند. هرچه فواید خاص تغییر سبک زندگی را بیشتر بفهمید، بیشتر می‌توانید اراده داشته باشید و کارهای سخت لازم را انجام دهید.

مرحله ۲. موانع را در روند تغییر مشخص کنید

موانع را در روند تغییر مشخص کنید
در تغییر روند خود موانع را مشخص کنید

می‌دانید چه می‌خواهید، و چه چیزهایی مانع از رسیدن و به دست آوردن آن می‌شود؟ معمولاً موانع زیاد است. اما این سؤالی است که باید از خود بپرسید تا آن موانع را شناسایی کنید.
به راحتی می‌توان دلایلی برای جلوگیری از تغییر پیدا کرد. تحقق بخشیدن به تغییر و اهداف به دلایل موانعی که در حال حاضر جلوی شما را می‌گیرند کمی سخت‌تر است. به آنچه می‌خواهید فکر کنید، و سپس به این فکر کنید که مشکلات خاص، شما را از دستیابی به این هدف در حال حاضر باز می دارد.
از میان همه موانع موجود، حداقل شناسایی این یکی ساده است؛ برای داشتن آن تغییر یا هدف در زندگیتان چه چیزی نیاز است؟ (لباس جدید، عضویت در سالن ورزشی، حرکت به یک شهر یا کشور دیگر و غیره) اگر چنین است، پس شما یک مانع پولی یا منابع دارید. این بد است چون حتی در صورت بدست آوردن پول بیشتر ، در صورت نیاز به یک معیار خاص، هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید. از طرف دیگر خوشبختانه، مشکلات زیادی وجود ندارد که خشک و سخت شده باشند. اگر زمان و تلاش بیشتری صرف کنید، معمولاً می‌توانید نتیجه کار را برای به نتیجه رسیدن مورد مشابه ببینید.
منابع مورد نیاز همیشه پول نیست، اگرچه رایج‌ترین است. خواستن جایگاه شغلی که تجربه کار لازم را برای آن ندارید نوع دیگری از کمبود منابع است، همانند هدفی که تنها با “شناخت افراد مناسب” حاصل می‌شود.
و متاسفانه، چند چیز در زندگی وجود دارد که بدون دستیابی به هزینه بلیط هواپیما به صورت نقدی، نمی‌توان بر آن غلبه کرد، اما آنها کم هستند. اگر به دلیل یک منبع مانع از رسیدن به یک هدف کوتاه می‌شوید، دلیل این است که باید به دنبال یک راه حل خلاقانه‌تر باشید، نه تسلیم شدن.

فشار خارجی، مانعی که باید تشخیص داده شود

بازخورد منفی افراد دیگر – چه واقعی چه برداشت غیرواقعی – احتمالاً شایع‌ترین دلیل مقاومت مردم در برابر تغییر است. ما به طور طبیعی تمایل به فشار همسالان داریم، به همین دلیل است که تبلیغات زیادی بر روی ایده “همه انجام می‌دهند” تمرکز می‌کنند.
فشار خارجی به شکل تقویت مثبت و منفی است. اگر به خاطر عملی که به ما پاداش داده می‌شود، آن را ادامه دهیم. به خاطر چیزی هم اگر مجازات شویم، احتمالاً دوباره این کار را نخواهیم کرد.
یک نمونه فشار خارجی، انتقاد دیگران است. این‌که گفته شود “به نظر می رسد که شما بیش از حد تلاش می‌کنید “همان تاثیر منفی را دارد که با وجود تلاشهای شما گفته شود “به نظر می‌رسد هیچ تلاشی نمی‌کنید”. هر دو اینها دلسرد کننده است.

بسته به منبع، مشکلاتی وجود دارد که غلبه بر آنها سخت است و مستلزم گذشت زمان برای فهمیدن آن موانع و اینکه آیا می‌توان آنها را تغییر داد و با اهداف خود مطابقت داد یا خیر. آنچه ما “تنبلی” می‌نامیم در این دسته قرار می گیرد.

در موردی که هیچ مانعی برای تغییر نباشد اما هنوز نتوانسته‌اید این کار را انجام دهید، به نوعی با مقاومت درونی روبرو هستید. مثالهای متداول عبارتند از ترس از شکست و تنبلی است. هیچ کس نمی‌خواهد هدف خود را تعیین کند و بعد از آن کوتاه بیاید اما روالها و عادتهای قبلی مستقر شده در ما و بله – تنبلی ساده به سبک قدیمی یا عدم تمایل به سخت گرفتن به خود، موانعی جدی است.
نقطه ضعف مقاومت درونی این است که بیشترین ارتباط را با احساساتمان دارد. به سرعت افسرده شدن در مورد تغییر آسان است وقتی به نظر می‌رسد خود شما تنها کسی هستید که مانع هستید و جلوی تغییر را می‌گیرید – “چه اشتباهی در من است” و غیره. یعنی مقاومتهای درونی از یک طرف خود مانع هستند و از طرفی باعث ایجاد درگیری احساسی و افسردگی می‌شوند و موانع چندین برابر می‌شود.
اما خوشبختانه مقاومت درونی چیزی است که می‌توانید در برابر فشارهای بیرونی به آن چنگ زنید. فشار دیگران برای انجام کار صحیح ما می‌تواند به همان اندازه مفید باشد که فشار آنها برای انجام کار اشتباه‌مان مضر . در برابر طوفانهای بیرونی است که مقاومت درونی و سرسختی می‌تواند مفید واقع شود.

مرحله ۳. راه حلها را مشخص کنید

مشخص کردن ره حلها در روند تغییر
مشخص کردن راه‌حلها

تا اینجا از روند تغییر در مورد اهداف مشخصی که می‌خواهید به آنها برسید و موانعی که شما را از این امر باز می‌دارد، گفتیم.
اگر طولانی مدت است که نمی‌توانید در خود تغییر ایجاد نمایید. احتمالا استراتژی شما برای تغییر، همان مانع شما برای بودن در جایی که شما باید باشید است. شاید باید استراتژی تغییر خود را تغییر دهید!
پیش بروید و یک برنامه مشخص تهیه کنید. بنویسید! این کمک خواهد کرد که اهدافتان را به طور روشن‌تر و واضح‌تر در ذهن داشته باشید به ویژه اگر برنامه مکتوب را در جایی قابل مشاهده قرار دهید.
اهداف و موانع متفاوت هستند، بنابراین هیچ راهی برای تغییر وجود ندارد – غیر از داشتن یک استراتژی درست. به طور مبهم امیدوار بودن به پیشرفت، به جایی نمی‌رسد.

تصویر روشن از هدف

یک برنامه را ترسیم کنید و به آن بچسبید. به این ترتیب، حتی اگر اوضاع به خوبی پیش نرود، می‌توانید بگویید “من هنوز طبق برنامه پیش می‌روم” و از نتیجه نهایی اطمینان دارید.
از خواسته و هدف خود تصویر روشنی داشته باشید. حتی تصاویری از خواسته‌های خود را در جایی که در طول روز ببینید قرار دهید. به اصطلاح تابلوی رویاها داشته باشید.
یادآوری برای هر شخص متفاوت خواهد بود، اما نکته این است که یادتان نرود که خود را در جایگاه مورد نظرتان ببینید، خود را در جایی که قرار است باشید ببینید. این امر به ویژه وقتی که موانع چیزهایی باشند که با تلاش سخت از طرف شما برداشته می‌شوند، مفید است.

کمک دیگران

کمک دیگران
از کمک دیگران استفاده کنید

از کمک دیگران استفاده کنید. می‌توانید در کنار دوست، همسر و .. به خود قول دهید یا عهد ببندید که به تغییر یا رسیدن به هدف پایبند باشید.

به خود پاداش دهید

به خود پاداش دهید
پاداشهایی برای موفقیتهای خود تعیین کنید

با ایجاد پاداش جزئی برای دستاوردهای جزئی و روزانه در روند تغییر، این باعث تقلید از پیشرفت کلی کار در رسیدن به یک هدف مورد نظر می‌شود. این رفتار “خوب” را تشویق می‌کند، و انگیزه‌های کوتاه مدت را نیز برای گامهای کوچک فراهم می‌کند.

سخن آخر

مراحل روند تغییر از ایده گرفته تا یک فرآیند واقعی که گفته شد را مرور می‌کنیم:

مرحله ۱. نتایج مورد نظر خود را مشخص کنید
نتایج منابع – چیزهای ملموس که اکنون نمی‌خواهید داشته باشید
نتایج اجتماعی – پیشرفت در نحوه دید دیگران و برخورد با شما
نتایج عاطفی – احساس بهتری در مورد خود درونی

مرحله ۲. موانع را مشخص کنید
موانع منابع – پول ، وقت و منابع دیگر کافی نیست
فشار خارجی – فشار همسالان برای مقاومت در برابر تغییر مورد نظر
مقاومت درونی – تردید ، تنبلی و سایر کاستیهای شخصی

مرحله ۳. راه حل را مشخص کنید
برنامه‌ای داشته باشید – مجموعه‌ای از مراحل مشخص را بنویسید و به آن بچسبید
یادآوری پاداش – نگاه خود را به جایزه نگه دارید
در اجرای قانون – کمک دیگران را ثبت کنید

اگر بتوانید در هر سه مرحله کار کنید و خودتان یک برنامه کتبی بسازید، تغییری وجود نخواهد داشت که حاصل نشود، که در نهایت و با سخت کوشی کافی می‌توانید به آن برسید. این فرمول برای هر نوع تغییر کار می‌کند.

چراغ جامع‌ترین سامانه و سایت کاریابی، آموزش و استخدام هوشمند در ایران است که سعی دارد با بیان نکات و آموزش مهارتهای استخدامی و آموزش تخصصی مشاغل و توسعه فردی، تجربه شغلی دلنشینی را برای شما رقم زند.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید