مدیر خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

توسط آزاده اتحاد
آخرین بروز رسانی ۲۴ دی ۱۳۹۸
زمان مطالعه 9 دقیقه

مدیر خوب بودن کار سختی است. مدیریت دیگران به همان اندازه که بلندپروازانه است، فشار و مسئولیت زیادی را هم با خود به همراه می‌آورد. این را هم بدانید که ارزیابی کارتان برای خودتان سخت خواهد بود. به تعداد تک‌تک افرادی که در شرکت تحت مدیریت شما کار می‌کنند، نسبت به عملکرد شما ارزیابی وجود دارد.

برای اینکه بدانید مدیر خوبی هستید، باید اینها را از خودتان بپرسید. آیا به پرسنل خود احترام می‌‌گذارید؟ یا احترام لازم را از آنها می‌گیرید؟ آیا این احترام به خاطر عملکرد شماست یا لزوما به این خاطر که پرسنل ناچار است به شما احترام بگذارد؟ آیا به اندازه‌ی کافی در دسترس‌ و پاسخگو به خواسته‌هایشان هستید؟ آیا پرسنل از شیوه‌ی مدیریتی شما راضی است؟ یا در شرکت تفرقه و نفرت‌پراکنی به وجود می‌آورد؟

شما برای زنده و پویا ماندن سازمان‌ یا شرکت تحت مدیریت‌تان باید که یک مدیر خوب باشید. بیشتر کارمندان نه به خاطر خود کار، که به خاطر مدیر بد، کار را ترک می‌کنند. و شما هم نمی‌توانید میان کارمندان بچرخید و ازشان بخواهید به‌تان بگویند چگونه مدیری هستید. کارمندان به خاطر فاصله‌ای که به صورت سنتی و قراردادی بین خودشان و مدیر احساس می‌کنند، حقیقت را به‌تان نخواهند گفت. کارمند ترس از دست دادن شغلش را دارد؛ بنابراین همیشه محتاطانه و دست‌به‌عصا رفتار می‌کند.

از سویی کم پیش می‌آید اصلا مدیری بخواهد خودش را در چنین موقعیتی قرار بدهد. کارمندان هم یا به خاطر شرایط زندگی تا ابد یک مدیر یا شغل بد را تحمل می‌کنند، یا یک جا در میان راه کم می‌آورند و کار را ترک می‌کنند. مخصوصا نیروی خوب که به خوبی کارش آگاه است و یافتن و حفظش به سادگی اتفاق نمی‌افتد. بنابراین بهتر است ابتدا از ویژگی‌های یک مدیر خوب آگاه شوید.

۱. مدیر خوب نورچشمی ندارد

حتی در بستر خانواده هم ممکن است یک بچه برای پدر و مادر محبوب‌تر از بچه‌های دیگر باشد. اینها چیزهایی است که ما به عنوان انسان نمی‌توانیم جلویش را بگیریم. اما همان‌طور که در خانواده‌ی صاحب چند فرزند، بیش از اندازه بها دادن به یک بچه به چشم بچه‌های دیگر می‌آید و بی‌عدالتی به وجود می‌‌آورد، در محیط کار هم چنین است.

به خاطر داشته باشید که یک مدیر خوب بین کارمندان فرق نمی‌گذارد. این کار روحیه‌ی بقیه‌ی پرسنل را تضعیف می‌کند. اگر آشکارا طوری رفتار کنید که مشخص شود یک نفر را بیشتر از بقیه دوست دارید، یک محیط رقابتی در شرکت به وجود می‌آورید که هیچ به نفع‌تان نیست. همه را مجبور می‌کنید دائم به دنبال راهی برای تحت تاثیر قرار دادن شما و قرار گرفتن در فهرست محبوب‌ها باشند. و این میان قاعدتا یکدیگر را تخریب کنند. مدیر خوب چنین جوی را برای کسب و کارش نمی‌خواهد.

۲. با پرسنل رفتار انسانی دارد

با پرسنل رفتار انسانی دارد
با کارمندان رفتار انسانی دارد

متاسفانه بعضی مدیرها فکر می‌کنند توهین و تحقیر پرسنل، تکنیک انگیزشی موثری است. باعث ناراحتی است که بعضی‌ مدیرها چنین حقی را برای خود قائل‌اند؛ صرفا به این خاطر که گمان می‌کنند این فقط کارمند است که به آنها احتیاج دارد و چون حقوق می‌گیرد تحت هر شرایطی موظف به انجام وظیفه‌ی خود است. و اگر قصور کند مجازاتش اخراج خواهد بود. اگر پرسنل خود را انسان می‌دانید، اگر به عنوان یک انسان برایشان ارزش قائل هستید، بدانید که به عنوان یک مدیر خوب یک قدم از مدیرهای غافل جلوتر هستید.

۳. آماده‌ی تجارب جدید است

آماده‌ی تجارب جدید است
آماده است تا تجارب جدید را امتحان کند

مدیر خوب بهترین شیوه‌ها را برای انجام کارها برمی‌گزیند، نه آنچه برایش عادت یا به صورت قراردادی برایش تعریف شده. مدیران خوب همیشه به پرسنل  فضای زیادی برای آزمون و خطا و خلاقیت می‌دهند. تحقیقات نشان می‌دهد که جوان‌ها گزینه‌های بهتری برای پست‌های مدیریتی هستند، چرا که ذهن‌شان به تجارب جدید و تغییر، باز است. موضع‌گیری، تعصب و پافشاری بیهوده روی شیوه‌های سنتی مدیریتی ندارند و به همین خاطر فضای آزاد و بالطبع خوشایندتری را برای کار کردن به وجود می‌آورند.

۴. مدیر خوب همه را مسئول می‌داند

مدیر خوب همه را مسئول می‌داند
یک مدیر خوب همه را مسئول می‌داند

مدیر خوب همه از جمله خودش را ملزم و موظف به پاسخگویی در قبال اشتباهات و اتفاقات ناگواری ممکن است در شرکت رخ دهد، می‌داند. این کار برای حفظ و تقویت روحیه‌ی پرسنل ضروری و بسیار موثر است؛ آنها را تشویق می‌کند با صداقت و امانت کار کنند. بدین ترتیب فرهنگ بی‌نظیری در محیط کار شکل می‌گیرد.

مدیر خوب دیگران را سپر بلای خود نمی‌کند. تقصیر را گردن دیگران نمی‌اندازد. خودش و خطای سر زده از شرکت را توجیه نمی‌کند. در واقع، مدیر باتجربه وقتی اشتباهی در شرکت رخ می‌دهد، خودش آن را می‌پذیرد تا محیطی را به وجود بیاورد که فضای امنی برای آزمون و خطا باشد.

می‌گویند مدیر خوب کسی است که اختلاف کمی بین آنچه می‌گوید انجام می‌دهد و آنچه واقعا انجام می‌دهد، وجود داشته باشد؛ کسی که بقیه بتوانند اطمینان حاصل کنند می‌تواند به تعهداتش عمل کند و الگویی برای سایرین باشد.

۵. خواسته‌هایش را با احترام مطرح می‌کند

خواسته‌هایش را با احترام مطرح می‌کند
مدیر خوب ،خواسته‌هایش را با احترام مطرح می‌کند

مدیر متزلزل و غیر قابل اعتماد برای اینکه اتوریته‌ی خودش را حفظ کند، مثل پادشاهان متکبر دستور می‌دهد و رفتار می‌کند. اگر همیشه آن واژه‌ی جادویی «لطفا» را به خواسته‌های‌تان اضافه کنید و به طور کلی ادب را رعایت کنید، بدون شک مدیر خوبی هستید.

۶. حامی کارمندان است

مدیر باید با حمایت و راهنمایی، اعتماد پرسنل را به دست آورد. روشن است که لازم نیست دست تک‌تک نیروها را بگیرد و تاتی‌کنان جلو ببرد. اما آدم‌ها را در هنگام بروز مشکل و شرایط سخت دست‌تنها گذاشتن هم ایده‌آل نیست.

 

۷. مدیر خوب موانع را از میان برمی‌دارد

مدیر بد سد راه می‌شود؛ سنگ جلو پای بقیه می‌اندازد و کارشان را سخت و موفقیت را محال می‌کند. مسئولیت کار و خطایش را به گردن دیگران می‌اندازد. اما مدیر خوب فعالانه کار می‌کند تا کار پرسنل را راحت‌تر کند.

۸. مدیر خوب یک مربی خوب است

مدیر خوب یک مربی خوب است
یک مدیر خوب یک مربی خوب است

مربیان خوب برای خودشان یک گوشه انگشت‌به‌دهان نمی‌نشینند. اما وسط زمین هم نمی‌روند که خودشان بازی را به دست بگیرند. مدیر خوب مثل یک مربی خوب است؛ احترام می‌خواهد و طوری رفتار می‌کند که احترام بگیرد، البته نه به زور و صرفا به این خاطر که یک مدیر روی کاغذ شایسته‌ی احترام است. مدیر خوب این شایستگی را به دست می‌آورد؛ با به وجود آوردن محیطی متعادل که در آن نقد سازنده را می‌پذیرد تا باعث شود همه بهترین‌شان را برای کار بگذارند.

۹. توقع‌ها را برآورده می‌کند

مدیر بد اغلب تیم کاری‌اش را ناامید یا گیج می‌کند. تصویر نادرستی از آنچه در شرکت می‌گذرد، به پرسنل ارائه می‌دهد. مثلا به دروغ همه را قانع می‌کند که وضع شرکت خوب است و همه چیز در امن و امان است، اما به یکباره خبر تعدیل نیرو به‌شان می‌دهد. مدیر خوب صادق و آزادمنش است.

۱۰. مدیر خوب به پرسنل بازخورد کاری می‌دهد

مدیر خوب به پرسنل بازخورد کاری می‌دهد
مدیر خوب به کارمندان بازخورد کاری می‌دهد

نیروی خوب تشنه‌ی این است که بازخورد کارش را از زبان مدیر بشنود تا بداند چطور می‌تواند کارش را بهتر انجام دهد. مدیر خوب خوشحال می‌شود که این کار را بکند. تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از شرکت‌ها به کارمندان بازخورد کاری نمی‌دهند، چرا که فکر می‌کنند این موضوع بسیار شخصی و دور از ذهن است. متخصصان مدیریتی اما می‌گویند خوب است که یک مدیر به عملکرد کارمندها شخصا واکنش نشان بدهد و در نهایت یک ارزیابی کلی از کارشان.

۱۱. نظر پرسنل را جویا می‌شود

نظر پرسنل را جویا می‌شود
نظر پرسنل خود را جویا می‌شود

کارمند دوست دارد صدایش شنیده شود. شما می‌توانید یک مدیر تک‌رو باشید و همه‌ی تصمیم‌ها را به تنهایی بگیرید. البته روشن است که در نهایت حرف آخر را مدیر می‌زند و قضاوت نهایی برای پیشبرد کارها بر عهده‌ی اوست. اما بد نیست هر چند وقت ‌یک‌بار اگر لازم باشد، نظر و دیدگاه کارمندان را هم در مورد موضوعی جویا شوید.

۱۲. خودش را توضیح می‌دهد

مدیر خوب توقع ندارد پرسنل ذهن او را بخواند. موضع کاری‌‌اش مشخص است. طوری رفتار می‌کند که همه تصویر واضحی از آنچه برای کار در ذهن دارد، داشته باشند. و دانش و ابزار لازم برای رسیدن به اهداف کاری را در اختیار نیروها قرار می‌دهد.

 

۱۳. در مواقع سخت، به دنبال راهکار است

در مواقع سخت، به دنبال راهکار است
در مواقع سختی، به دنبال راهکار میگردد

وقتی اوضاع پیچیده می‌شود، مدیر ضعیف یکی را پیدا می‌کند تا تقصیر را گردن او بیندازد. اما مدیر خوب روی پیدا کردن راهکاری برای حل مسئله تمرکز می‌کند. خودش را در وهله‌ی اول در قبال مشکل پیش‌آمده مسئول می‌داند.

۱۴. کارمندان را به چالش می‌کشد

کارمندان را به چالش می‌کشد
مدیر خوب کارمندان را به چالش می‌کشد

کارمند بی‌حوصله خوشحال نیست. کارمند ناراحت کارش را خوب انجام نمی‌دهد. حتی اگر این توانایی را داشته باشد که در عین ناراحتی کارش را درست انجام دهد، خودش از آن لذتی نخواهد برد. مدیر خوب، مدیری است که دائم حواسش به نیروهایش باشد و اطمینان حاصل کند که به اندازه‌ی کافی انگیزه و چالش برای انجام کارها را دارد.

۱۵. مدیر خوب شوخ‌طبع است

مدیر خوب شوخ‌طبع است
یک مدیر خوب شوخ‌طبع است

خیلی مهم است که در محیط کار زیاد شوخی نکنید. اما می‌گویند مدیر خوب کارش را جدی می‌گیرد، نه خودش را. هیچ‌کس یک مدیر عبوس و بسته را دوست ندارد. بنابراین بد نیست گاهی در خندیدن با پرسنل همراه شوید.

۱۶. به اهداف و آرزوهای کارمندان اهمیت می‌دهد

مدیران خوب روی نیروهای خود سرمایه‌گذاری می‌کنند. آنها را همین‌طور به حال خودشان رها نمی‌کنند. در واقع، آنها را عضوی از خانواده‌ی کاری خود می‌بینند. به این معنا که همیشه به اهداف و انگیزه‌های حرفه‌ای آنها اهمیت می‌دهند.

۱۷. مدیر خوب واقعا مهربان است

مدیر خوب مهربانی نمی‌کند که فقط نشان دهد مهربان است؛ واقعا مهربان است. مدیری که زیادی مهربان باشد، مصنوعی است. مدیری که مهر مصنوعی به نیروی خود نشان می‌دهد، ستایش مصنوعی هم دریافت می‌کند. اما بعد در موقعیتی دیگر زیر پای کارمندان را خالی می‌کند. صرفا چون از تنش و کشمکش می‌ترسید، خودتان را مهربان نشان ندهید. خودتان باشید و با کارمندان روراست. لطف بزرگی در حق‌شان می‌کنید.

۱۸. مدیر خوب شنونده‌ی خوبی است

مدیر خوب شنونده‌ی خوبی است
یک مدیر خوب شنونده‌ی خوبی است

یکی از دلایل اصلی‌ای که افراد درونگرا مدیران خوبی هستند، همین است؛ شنونده‌های خوبی هستند. بیشتر مدیرها دوست دارند حرف بزنند. کم پیش می‌آید مدیری شنونده‌ی خوبی باشد. اما بدانید که کارمندها مدیری را که شنونده‌ی خوبی باشد، به‌مراتب بیشتر تحسین می‌کنند. مدیری خوب است که بتواند این توانایی را در خودش تقویت کند. به این شکل به کارمندان نشان می‌دهد که به عقاید و نیازهای آنها اهمیت می‌دهد.

۱۹. به زندگی شخصی کارمندان علاقه نشان می‌دهد

مدیر خوب در مسائل و زندگی شخصی کارمندان دخالت بیجا نمی‌کند. اما به‌شان اهمیت می‌دهد. مثلا ازشان می‌پرسد برای تعطیلات تابستانی چه برنامه‌ای دارند. یا جویای حال خانواده و بچه‌های‌شان می‌شود. کارمندان از چنین رفتاری از سوی مدیر متوجه می‌شوند که او برای آنها ارزش قائل است و واقعا به‌شان اهمیت می‌دهد. با این رویکرد هر دو طرف روی رابطه‌ی کاری‌شان بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کنند.

۲۰. رویکرد انعطاف‌پذیر در پیش می‌گیرد

هر کارمندی نیازهای متفاوتی دارد. یک لباس اندازه‌ی همه نمی‌شود. این رویکرد به کار محیط کار نمی‌آید. مدیر خوب انعطاف‌پذیر است. با این رویکرد می‌تواند نقش‌های گوناگونی به خود بگیرد و نیازهای بیشتری از کارمندان را برآورده کند. یک مدیر خوب باید تلاش کند تک‌تک افراد پرسنل را بشناسد. روحیه‌شان را بشناسد. بداند که چه چیز آنها را به کار وا می‌دارد؛ بفهمد که خواستار چه فرصت‌هایی هستند؛ برای اینکه در کارشان بهتر شوند، به چه چیزهایی نیاز دارند؛ یا اینکه چه بازخوردی باید به‌شان بدهد.

۲۱. مدیر خوب از کارمند تلاش می‌خواهد، نه کمال

مدیر خوب از کارمند تلاش می‌خواهد، نه کمال
مدیران خوب از کارمند تلاش می‌خواهند، نه کمال

مدیران خوب از کارمندان سخت‌کوشی می‌خواهند و انگیزه‌ی سخت‌کوشی به‌شان می‌دهند. آنها نیروها را با الگو هدایت می‌کنند و به‌شان ابزار لازم برای موفقیت از راه سخت‌کوشی را می‌دهند. مدیرانی که زیادی جدی هستند، غیر واقعی به نظر می‌آیند. آدم‌ها اشتباه می‌کنند. خطا اتفاق می‌افتد. گاهی نمی‌توان جلویش را گرفت. اگر کارمند را برای هر خطای کوچکی مجازات کنید، نوآوری، آزمودن و دوراندیشی را از بین خواهید برد.

۲۲. مدیر خوب خودش را زیر سوال می‌برد

مدیر خوب خودش را زیر سوال می‌برد
یک مدیر خوب خودش را زیر سوال می‌برد

می‌گویند آنهایی که فکر می‌کنند مدیران خیلی خوبی هستند، بدترین‌اند. مدیر خوب می‌داند که اتوریته و مرتبه به معنای توانا بودن در مدیریت نیست. در نتیجه، همیشه در تلاش است که خودش و عملکردش را بهتر کند. این جور مدیرها حتی شاید گاهی خودشان را زیر سوال ببرند؛ این به‌شان کمک می‌کند روی نقاط ضعف‌شان سرپوش نگذارند و نسبت به دیگران احساس برتری نکنند. و در عین حال از نقاط قوت خود در مقایسه با مدیرانی که خودآگاهی ندارند، باخبر شوند.

سخن آخر

در این مقاله از مقالات چراغ ویژگی‌های یک مدیر خوب را برشمردیم. به خاطر داشته باشید که مدیر باید به طور دائم عملکرد خودش را ارزیابی و بازبینی کند تا بتواند از پس هدایت موفقیت‌آمیز نیروهایش برآید. برای اینکه مدیر و رهبر خوبی بشوید، باید بتوانید اعضای تیم خود را تحت تاثیر قرار دهید و منبع الهام‌شان باشید. مدیر خوب، مدیری که می‌خواهد رهبر خوبی باشد، دستور نمی‌دهد، تاثیر می‌گذارد. نه جدا و بالاتر از تیم کاری، عضو تیم و در کنار تیم خواهد بود. چنین مدیری است که می‌تواند یک شرکت را در بهترین حالت هدایت کند و اهداف و چشم‌اندازها را به حقیقت تبدیل کند.

چراغ جامع‌ ترین و پیشرفته‌ ترین سامانه کاریابی، آموزش و استخدام در ایران قصد دارد، با آگاهی بخشیدن و بیان نکات طلایی در بازار کار، تجربه شغلی دلنشینی را برای شما رقم زند.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید